محمد ابراهيم آيتى

529

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

دشمن در تعقيب ما پيش مىتاخت ، تا چنان نزديك رسيد كه فقط « وادى قديد » ميان ما و ايشان فاصله بود ، در اين هنگام بىآن كه ابر و بارانى ببينيم ، خداى متعال آب سيلى فرستاد كه گذشتن از آن امكان‌پذير نبود . مردان « بنى ملوّح » در آن طرف رودخانه مىنگريستند كه ما چهارپايانشان را مىبريم و يك نفر از ايشان هم نمىتوانست از آن بگذرد و به اين طرف بيايد . بدين ترتيب تعقيب ايشان از ما بىنتيجه ماند و ما به سلامت وارد مدينه شديم [ 1 ] . سريّهء غالب بن عبد اللّه ليثى به فدك بر سر بنى مرّه در صفر سال هشتم [ 2 ] رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - « زبير بن عوّام » را فرمود تا : به شهادتگاه أصحاب « بشير بن سعد » رود و اگر دست يافت از « بنى مرّه » انتقام بگيرد و دويست مرد را همراه وى ساخت و براى وى پرچمى بست . در همين حال « غالب بن عبد اللّه - ليثى » از سريّه‌اى كه خدا آنان را در آن پيروز ساخته بود بازگشت . رسول خدا « زبير » را فرمود : تو بمان و آنگاه « غالب بن عبد اللّه » را با دويست مرد فرستاد ، و « أسامة بن زيد » و « علبة بن زيد » هم همراه وى بودند . مردان اين سريّه بر « بنى - مرّه » تاختند ، كسانى را كشتند و چهارپايانى را به غنيمت گرفتند . در همين سريّه بود كه « مرداس بن نهيك » با اين كه كلمهء توحيد بر زبان جارى ساخته بود به دست « أسامة بن زيد » شهيد شد [ 3 ] . مسعودى مىنويسد : در ماه صفر سال هشتم بود كه « عمرو بن عاص » و « خالد - بن وليد » به مدينه مهاجرت كردند » [ 4 ] .

--> [ 1 ] - ر . ك : سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 257 - 259 ، چاپ حلبى 1355 . طبقات ، ج 2 ، ص 124 ، چاپ بيروت 1376 . سيرهء حلبى ، ج 3 ، ص 188 ، چاپ بيروت . م . [ 2 ] - ماه هشتاد و چهارم هجرت . [ 3 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 271 . طبقات ج 2 ، ص 126 . حلبى ، ج 3 ، ص 189 . م . [ 4 ] - التنبيه و الاشراف ، ص 230 ، چاپ دار التراث بيروت . م .